در مقابل، مخالفان تغییر اجباری حسابرس بر این باور هستند که روابط طولانی مدت حسابرس وصاحبکار منجر به شناخت عمیقتر حسابرس از ساختار کنترل های داخلی صاحبکار شده و اثربخشی بیشتر فرآیند حسابرسی را در پی خواهد داشت. به عبارتی با گذشت زمان یک منحنی یادگیری یا بهبود دانش برای حسابرس شکل میگیرد و تغییر ادواری حسابرس نمیتواند موجب افزایش کیفیت حسابرس شود. در موافقت با دیدگاه بهبود کیفیت حسابرسی با تغییر ادواری حسابرس، سازمان بورس و اوراق بهادار تهران نیز در مرداد ۱۳۸۶ دستورالعمل موسسات حسابرسی معتمد بورس اوراق بهادار را تصویب و چرخش منظم موسسات حسابرسی را در دوره های زمان چهار ساله الزامی نمود است.
صرف نظر از شاخص سنجش کیفیت حسابرسی، تاثیر کیفیت حسابرسی بر فرآیند گزارشگری مالی و مبادلات بازار سرمایه اثری قابل توجه است. کیوسندی و همکاران بانمونه ای متشکل از ۴۲۳ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار سنگاپور به بررسی اثر ویژگیهای کمیته حسابرسی بر کیفیت گزارشگری مالی پرداختند. در این تحقیق اثر ویژگی های استقلال، تجربه و عضویت چندگانه اعضا در کمیته های دیگر بر کیفیت گزارشگری مالی بررسی شده است. نتیجه تحقیق نشان داد توانمندی همزمان اعضای کمیته در حوزه های خدمات حسابداری یا سرپرستی سببب بهبود کیفیت گزارشگری مالی خواهد بود. هم چنین عضویت دوگانه در کمیته حسابرسی و کمیته های دیگر اثری بر کیفیت گزارشگری مالی نداشته است.
تحقیقات نشان داده است که کیفیت بالاتر حسابرسی، کیفیت سود گزارش شده به سرمایه گذاران را بهبود می دهد. برخی دیگر از تحقيقان نیز با تاکید بر هزینه سرمایه نشان داده اند که کیفیت خدمات حسابرسی باعت کاهش هزینه سرمایه در بازارهای سرمایه و بدهی شده و افزایش ضریب واکنش به سود را در پی دارد. در این پژوهش اثر کیفیت حسابرسی بر عدم تقارن اطلاعاتی مورد نظر محققان قرار گرفته است. در ادبیات کیفیت حسابرسی مطرح می شود که هر چه حسابرسی های انجام شده از کیفیت بالاتری برخوردار باشد، عدم تقارن اطلاعاتی کمتری میان معامله گران وجود خواهد داشت. چندیدن دلیل برای این موضوع مطرح است. اول اینکه کیفیت حسابرسی بالاتر سبب بهبود کیفیت افشا شده و افشای باکیفیت با افزایش دامنه اطلاعات عمومی سرمایه گذاران و وارد نمودن اطلاعات خصوصی به محدوده اطلاعات عمومی، سبب کاهش عدم توازن اطلاعاتی میان معامله گران می شود. ثانیا افشای اطلاعات عمومی سبب باورهای مشابه برای معامله گران شده و احتکار اطلاعاتی معامله گران مطلع را کاهش می دهد. همچنین بهبود کیفیت افشای اطلاعات، انگیزه سرمایه گذاران برای جستجوی اطلاعات خصوصی را با کاهش منافع مورد انتظار حاصل از این اطلاعات کاهش می دهد. از آنجاییکه کیفیت حسابرسی یکی از اجزای کیفیت اطلاعات افشا شده است، هر چه کیفیت حسابرسی بالاتر باشد عدم تقارن اطلاعاتی نیز کاهش می یابد. این نظریه موضوع تحقیقات تجربی زیادی بوده است. کلینچ وهمکاران رابطه میان کیفیت خدمات اجرا و مشاوره حسابرسی وعدم تقارن اطلاعاتی را بررسی نمودند. با به کارگیری سه شاخص برای سنجش عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سهام و بازار اختیار معامله در دوره سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵، نتایج تحقیق نشان داد کیفیت بیشتر حسابرسی منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود. بارن و هلیست اثر کیفیت افشا بر سطح عدم تقارن اطلاعاتی در بلند مدت را آزمون نمودند. در این تحقیق اثر دو مکانیزم بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بررسی شده و نتایج نشان داد که تغییر انگیزه های معاملات برای سرمایه گذاران منجر به کاهش معامله سرمایه گذاران دارای اطلاعات خصوصی شده و کاهش انگیزه برای کسب اطلاعات خصوصی منجر به کاهش رویدادهایی می شود که اطلاعات آنها محرمانه باقی می ماند. نتیجه تحقیق حاکی از این مطلب بود که در مورد هر مکانیزم مفروض رابطه منفی میان عدم تقارن اطلاعاتی و کیفیت افشا وجود دارد.
در پژوهش حاضر نیز این ایده تئوریک به طور تجربی مورد بررسی قرار گرفته است. برای دست یابی به این هدف، سوال اصلی تحقیق این است که «آیا کیفیت حسابرسی سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی می شود؟». در راستای دست یابی به پاسخ این سوال، فرضیه اصلی تحقیق به شکل زیر تدوین شده است:
میان کیفیت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط معناداری منفی وجود دارد.
باتوجه به عدم دسترسی به اطلاعات حاصل از درآمد حاصل از خدمات حسابرس و غیر حسابرسی حسابرسان، میزان تخصص حسابرسان در صنعت و با توجه به نیاز مقایسه نتایج تحقیق با تحقیقات مشابه در ایران، برای سنجش کیفیت حسابرسی از شاخص های اندازه موسسه حسابرسی و طول دوره تصدی حسابرس استفاده شده است. با توجه به این معیارهای سنجش کیفیت حسابرسی و ادبیات تحقیق مبنی بر اثر مثبت اندازه حسابرس و گردش حسابرس بر کیفیت حسابرسی، فرضیات تحقیق به شرح زیر تدوین شده است:
فرضیه فرعی اول: میان اندازه موسسه حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط معنادار منفی وجود دارد.
فرضیه فرعی دوم: میان گردش حسابرس و عدم تقارن اطلاعاتی ارتباط معنادار منفی وجود دارد.

حسابرسی و کیفیت اجرایی

حسابرسی و کیفیت اجرایی

بحث و نتیجه گیری

نتیجه این پژوهش نشانگر عدم اثر گذاری اندازه شرکت حسابرسی و گردش حسابرس بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است. در واقع در بازار سرمایه ایران کیفیت حسابرسی، که با شاخص های دوره تصدی و اندازه حسابرس سنجیده شده است، بر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بی تاثیر بوده است. این نتیجه که بر خلاف انتظارات مبتنی بر ادبیات تحقیق و مغایر با نتایج مشابه انجام شده توسط کلینچ و همکاران است، می تواند به دلیل عدم درک بازار سرمایه ایران از اثر حسابرسی و کیفیت آن بر بهبود گردش اطلاعات و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی باشد که نشانگر ضعف اطلاعاتی سرمایه گذاران از ساز و کارهای بهبود کیفیت بازار سرمایه است. نتیجه تحقیق حاکی از لزوم آموزش به مشارکت کنندگان بازار درباره ساز و کارهایی است که توجه به آنها می تواند ریسک سرمایه گذاری را در بازار را کاهش داده و منجر به افزایش ثروت آنها شود. نتیجه حاصل از این تحقیق را می توان به شکل دیگری نیز تفسیر نمود؛ از آنجاییکه برداشت از کیفیت حسابرسی و کیفیت واقعی حسابرسی دو مفهوم متفاوت است، ممکن است برداشت مشارکت کنندگان بازار این باشد که کیفیت حسابرسی های انجام شده پایین است، حتی حسابرسی هایی که با شاخص های این تحقیق با کیفیت در نظر گرفته می شوند. لذا با این نگرش گزارش حسابرسی های انجام شده باکیفیت نیز نتوانسته سبب کاهش عدم تقارن اطلاعاتی آنها شود. اگر نتیجه تحقیق اینگونه تفسیر شود باید برداشت استفاده کنندگان گزارش های حسابرسی را تغییر داد. کنترل کیفیت حسابرسی های انجام شده و اطلاع رسانی درباره این ارزیابی ها و اقدامات انضباطی که در مورد حسابرسان خاطی انجام می شود می تواند به بهبود برداشت بازار از کیفیت حسابرسی منجر شود. هم چنین برگزاری دوره های تخصصی در حوزه اثر کیفیت حسابرسی بر مطلوبیت صورتهای مالی ارائه شده برای سرمایه گذاران و یا ارائه نشریاتی در این زمینه می تواند سبب آگاهی مشارکت کنندگان بازار درباره اثر حسابرسی بر کاهش ریسک سرمایه گذاری آنان شود. به علاوه اطلاع رسانی درباره نظارت های حاکم بر موسسات حسابرسی و تشدید آنان می تواند برداشت بازار در مورد کیفیت حسابرسی را بهبود بخشد. الزام شرکتها به افشا درباره ویژگی های حسابرسان خود سبب توجه بیشتر سرمایه گذاران به اثر این ویژگی ها بر کیفیت گزارشگری مالی شده و می تواند میزان استفاده آنها از صورتهای مالی که با کیفیت بیشتری حسابرسی شده اند را بهبود بخشد. برای انجام تحقیقات آتی پیشنهاد می شود محاسبه کیفیت حسابرسی و عدم تقارن اطلاعاتی با استفاده از شاخص های دیگری انجام شده و نتایج با نتیجه این تحقیق مقایسه شود. بعلاوه تحقیق این موضوع در صنایع مختلف، به تفکیک صنعت و یا انجام تحقیق در دوره طولانی تر و مقایسه با نتایج این تحقیق می تواند جالب توجه باشد.


برگرفته از: بهبهانی نیا، پ.، معصومی، ج.، 1395. نقش کیفیت حسابرسی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، دانش حسابداری مالی