در توسعه اقتصادی هر کشور، نظام حسابداری وظیفه فراهم ساختن اطلاعات مالی دقیق، به موقع و قابل اطمینان مورد نیاز برای مراحل گوناگون فرایندهایی چون تهیه، اجرا و کنترل پروژه های توسعه ای را به عهده دارد. در نتیجه، این واقعیت را نمی توان کتمان نمود که در کشورهای در حال توسعه ای مانند ایران، گسترش و توسعه حسابداری بخشی از زیر ساخت های لازم برای رسیدن به اهداف توسعه اقتصادی را تشکیل می دهد از سوی دیگر و با توجه به مطالعات انجام شده و شواهد موجود، چنین به نظر می رسد که نظام آموزشی حسابداری در ایران از نارسایی های بنیادی برخوردار است و در نتیجه امکان پرورش استعدادها و تربيت افراد متخصص مورد نیاز برای بخش های گوناگون را به گونه ای که انتظار می رود، ندارد. جهت رفع چنین کاستی هایی، شناسایی موانع پیشرفت اولین اقدامی است که باید در جهت حذف موانع موجود برداشته شود. در تحقیق حاضر، ابتدا به شناسایی و تعیین درجه اهمیت عواملی پرداخته شده است که به عنوان موانع پیشرفت آموزش حسابداری مطرح می باشند و در پایان نیز بر اساس نتایج حاصل از تحقیق، پیشنهادهایی جهت رفع موانع شناسایی شده ارائه شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که تسلط ناكافي استادان و دانشجویان رشته حسابداری به زبان انگلیسی و فناوری اطلاعات، مهم ترین عاملی بوده که به عنوان مانع پیشرفت آموزش حسابداری به شمار آمده است.

مقدمه

رفع نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان خرد و کلان، مستلزم داشتن یک نظام حسابداری کارآمد است. از سوی دیگر، برخورداری از چنین نظامی نیازمند داشتن نیروهای متخصص حسابداری و همچنین وجود یک ساختار آموزشی مناسب می باشد. لذا آموزش حسابداران آینده و مشارکت موثر آنها در فراهم ساختن اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد و همچنین تجزیه و تحلیل چنین اطلاعاتی، برای توسعه پایدار کشورهای در حال توسعه ای مانند ایران، اهمیت فراوانی دارد. در حال حاضر و با توجه به وقوع تحولات اقتصادی محتوایی در کشور، چنین به نظر می رسد که نحوه پذیرش دانشجو در این رشته و همچنین نظام آموزشی حسابداری از نارسایی های بنیادی برخوردار است؛ به گونه ای که توان کافی برای تربیت نیروهای متخصص در این رشته را ندارد. برای رفع این نارسایی ها، اولین گام شناسایی موانع رشد یا پیشرفت آموزش حسابداری می باشد. شناسایی چنین عواملی، اولین شرط و یا در واقع شرط لازم برای رفع موانع پیش گفته است تا در نهایت با حذف آنها، بستر مناسبی برای پیشرفت این رشته و به تبع آن توسعه اقتصادی کشور فراهم گردد.
بدین ترتیب با درک نقش اساسی خدمات حسابداری در توسعه اقتصادی کشورها و به ویژه در کشورهایی مانند ایران، شناخت موانع پیشرفت آموزش حسابداری امری ضروری به نظر می رسد. پس تحقیق حاضر می تواند با شناسایی چنین موانعی، زمینه لازم برای حذف آنها را فراهم آورد.

مبانی نظری

از اواسط قرن بیستم و پس از تدوین چارچوب های آموزش حسابداری در قالبی مشخص، پژوهش های گوناگونی در خصوص ساختار آتی، محتوا و گستره آموزش حسابداری صورت گرفت. کمیته بدفورد انجمن حسابداری آمریکا در سال ۱۹۸۶ گزارشی را که حاوی چندین انتقاد نسبت به نظام آموزشی حسابداری بود، منتشر کرد.
این کمیته، رابطه میان آموزش حسابداری و حرفه حسابداری را بین سال های ۱۹۲۵ تا ۱۹۸۵ مورد بررسی قرار داده بود. گزارش مزبور نشان داد که آموزش حسابداری به رغم تغییرهای بنیادی صورت گرفته در حرفه، در طول دوره ۶۰ ساله مورد مطالعه تغییری نکرده است. همچنین، این کمیته تاکید داشت که نظام آموزشی حسابداری آنچه را که حسابداران کنونی نیازمند یادگیری آن هستند، آموزش نمی دهد. بر اساس یافته های پژوهشی کمیته بدفورد:
– در آموزش حسابداری به جای تاکید بر رویه های عملی جزئی، باید بر مفاهیم تاکید شود؛
– نیازهای آموزشی بلندمدت حسابداری باید به صورت مستمر مورد توجه قرار گیرد.

آموزش حسابداری

آموزش حسابداری

بر اساس نظر کمیته بدفورد، محتوای آموزشی دروس حسابداری که بخش عمده آن برگرفته از محتوای ۵۰ سال پیش می باشد، بدون شک برای پاسخگویی به نیازهای این رشته در آینده کفایت نخواهد کرد. کمیته مزبور چنین اظهار داشته که چون شکاف میان آموزش حسابداری و حرفه حسابداری در حال گسترش است، پس نظام آموزشی رشته حسابداری به اصلاحات اساسی نیاز دارد. بر اساس پیشنهاد کمیسیون تحول آموزش حسابداری امریکا، آموزش دانشجویان حسابداری با رویکرد “چگونه آموختن”، مستلزم تغییر نوع نگاه مربیان این رشته نسبت به برنامه های آموزشی است. از سوی دیگر، این امر شامل چگونگی آموزش دانشجویان و نحوه تدوین سرفصل های درسی نیز می باشد. البته این تغییرات آرمانی نیازمند همت عالی مربیان این رشته در خصوص یادگیری و تدریس روش های جدید و ناشناخته است. پژوهش های دهه اخیر نیز گویای این واقعیت می باشد که دانش آموختگان حسابداری فاقد تفکر انتقادی هستند؛ در حالی که اغلب استادان حسابداری و نیز حسابداران حرفه ای، ضرورت استفاده از مهارت های تفکر انتقادی در برنامه های آموزش حسابداری را پذیرفته اند. در اینجا باید خاطر نشان ساخت که آموزش دانش حسابداری از دو دیدگاه کیفی و کمی مورد بررسی قرار گرفته است. از دیدگاه کیفی، پژوهشگران بر این باورند که آموزش حسابداری در ۶۵ سال نخست سده بیستم میلادی با تاکید بر آموزش روش های خدمات اجرا و مشاوره حسابداری سپری شده و هدف از آموزش، در اصل گذراندن امتحان های حرفه ای بوده است.
در سال ۱۹۸۶، انجمن حسابدارای آمریکا نیز ۲۸ توصیه را در زمینه ساختار آینده، محتوا و محدوده آموزش حسابداری ارائه کرد. این انجمن تاکید داشت که توسعه حسابداری باید با استفاده از آموزش حسابداران در دانشگاه ها صورت گیرد. همچنین، انجمن مذکور توصیه های دیگری نیز در ارتباط با فرایند تدریس حسابداری، مسئولیت های دانشگاه ها، دولت و آزمون های حرفه ای ارائه کرده است. در این میان، دو توصیه اساسی به شرح زیر می باشد:
۱. روش آموزش حسابداری توسط مربیان، باید بر ایجاد و ارائه اطلاعاتی جهت تصمیم گیری های اقتصادی متمرکز باشد؛
۲. یادگیری برای یادگیری (یادگیری فعال) دانشجویان، باید به عنوان هدف اولیه کلاس های درسی رشته حسابداری تعریف شود.
البرشت و سک نیز بر این باورند که نظام آموزشی حسابداری با مشکلات جدی مواجه می باشد و حل نشدن مسائل مذکور ممکن است منجر به زوال این رشته گردد. به اعتقاد آنان، اهم این مشکلات عبارتند از:
– محتوای برنامه های درسی حسابداری اغلب منسوخ، محدود و یا حتی نامرتبط است و در راستای نیازهای بازار نمی باشند؛
– نظام آموزشی حسابداری مبتنی بر حفظ کردن مطالب است و دانشجویان را برای روبرو شدن با دنیای پیچیده کسب و کار که پس از فارغ التحصیلی با آن روبرو می شوند، آماده نمی کند؛ لذا الگوی آموزشی حسابداری ناکارآمد است؛
– دانشجویان با میزان تاثیر فناوری های نوین بر محیط کسب و کار به اندازه کافی آشنا نمی شوند؛
– کیفیت فرایند گزینش دانشجویان رشته حسابداری به سرعت در حال کاهش می باشد؛ چرا که بر اساس اظهارات دانشجویان، اکثر آنها با درک کاملی از رشته حسابداری ندارند و یا اینکه فقط به خاطر داشتن موقعیت شغلی مناسب، این رشته را انتخاب کرده اند.
نتایج مطالعه ای که بین سال های ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۶ از دانشجویان حسابداری انجام شد، نشان داد که اغلب دانشجویان به دلیل داشتن فرصت های شغلی مناسب این رشته را انتخاب کرده اند. همچنین معلوم شد به رغم اینکه اکثر دانشجویان در مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل می دهند، اغلب آنها برای تحصیل در دوره دکتری برنامه ریزی نمی کنند. این در حالی است که موضوع آموزش حسابداران آینده به دلیل اهمیت تربیت نیروی انسانی متخصصی که قادر به مشارکت موثر در اجرا و تجزیه و تحلیل نتایج برنامه های توسعه اقتصادی باشد، از دیرباز مورد توجه متفکران رشته حسابداری بوده است. بر این اساس، در آثار پیشگامانی چون بروکنر و هیلمن بر ضرورت طراحی و اجرای برنامه آموزشی در حوزه خدمات یک شرکت حسابداری به منظور ارتقای کمی و کیفی حرفه حسابداری در کشورهای در حال توسعه، تاکید شده است.
از سوی دیگر، سال های متمادی است که حسابداری در کشورهای در حال توسعه در سطح ضعیفی ارزیابی می گردد و نیازمند اقدامات اصلاحی می باشد. این در حالی است که نسبت به چگونگی سازماندهی این اقدامات اصلاحی، توجه زیادی مبذول نشده است. البته، در ادبیات حسابداری راهکارهایی در خصوص افزایش تعداد حسابداران در این کشورها تشریح شده است؛ هر چند که اصلاح زیرساخت حسابداری در یک کشور فراتر از افزایش تعداد نیروی کار در این حوزه می باشد. اصلاح زیرساخت حسابداری به اصلاح کیفیت اطلاعات حسابداری، سطح فناوری مورد استفاده در حسابداری، تقاضا برای اطلاعات حسابداری و نیز به آموزش حسابداران بستگی دارد. بدین ترتیب، چنین به نظر می رسد که برنامه توسعه زیرساخت حسابداری ملی مناسب برای یک کشور، به احتمال زیاد به شرایط آن کشور بستگی دارد.
در راستای بررسی مشکلات آموزش حسابداری در کشورهای در حال توسعه، تحقیق های زیادی با هدف تهیه راهبردهای زیربنایی به منظور غلبه بر این مسائل انجام پذیرفته است. هدف همه این پژوهش ها، بررسی راهکارهای ارتقای کیفی و تطبيق نظام آموزشی حسابداری با شرایط فرهنگی و اقتصادی کشورهای در حال توسعه به منظور رفع نیاز نیروی انسانی کار آمد بوده است. این گروه از پژوهش ها از جنبه اهداف و دامنه اجرا به دو گروه تقسیم می شوند. گروه اول تحقیقاتی هستند که به بررسی راه کارهای رفع تنگناها و ارائه پیشنهادهای اصلاحی در کلیه کشورهای در حال توسعه به طور عام معطوف است و گروه دوم پژوهش هایی می باشد که به یک کشور یا یک منطقه خاص مربوط می شود با توجه به آنچه که گفته شد، آموزش حسابداری باید مطابق با شرایط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اجتماعی هر کشور باشد. پس ترجمه صرف کتاب های حسابداری خارجی و آموزش آنها بدون تطبیق با نیازهای محلی و محیطی یک کشور، روش مناسب و صحیحی به شمار نمی رود در حقیقت، هر کشوری ویژگی های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خاص خود را دارد و به احتمال بسیار زیاد، هدف ها و نیازهای اطلاعاتی مدیران اقتصادی هر کشور نیز نسبت به دیگر کشورها متفاوت است؛ در نتیجه هر کشور باید تشویق شود که به جای تقلید، ساختاری مناسب با نیازهای خود طراحی و اجرا نماید. حسابداری نوین نیز همانند بسیاری از دانش های کاربردی دیگر، به همراه ورود فراورده های صنعتی و رسوخ مؤسسه ها و شرکت های خارجی به ایران راه یافت. اما مشکلات اقتصادی، فقر علمی، ناهماهنگی مقررات با نیازهای جامعه، ضعف نهادهای حرفه ای و عدم ارتباط یک موسسه حسابداری نوین با حسابداری سنتی ایران، از جمله موانع عمده ای بوده که اشاعه و پیشرفت آموزش حسابداری را در کشور محدود و کاربرد آن را در رفع تنگناها و مشکلات اداره مؤسسات کاهش داده است. پس از انقلاب، آموزش حسابداری در ایران به طور چشم گیری متحول شده است و اگر چه در این سال ها شکل آموزش و فناوری آموزشی بدون تغيير باقی مانده، ولی کمیت و کیفیت آموزش حسابداری تغییرات چشمگیری داشته است. البته باید خاطر نشان ساخت که این تغییرات در برگیرنده برنامه درسی، دوره های آموزشی، کتاب های درسی و مجله های حسابداری است.
به اعتقاد ثقفی، آموزش حسابداری نیازمند یک بازنگری جدی است. او معتقد است که باید آموزش را پیشاپیش طراحی و تفهیم کرد؛ هر چند که چنین کاری در ظاهر با آموزش عملی حرفه در تضاد به نظر می رسد. به عقیده وی، تدریس باید تنها مشغله استاد باشد اما بودجه در نظر گرفته شده برای امور پژوهشی به درستی به مصرف نمی رسد؛ زیرا استادان معمولا به جای آنکه ساکن دانشگاه باشند و به کارهای پژوهشی بپردازند، به چندشغله بودن تن داده اند. با این وصف، استادان حسابداری را باید تامین مالی کرد تا در عمل نیازمند انجام کارهای دیگر نباشند.
در میز گرد سال ۱۳۸۱ نیز که به ابتکار موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی که با حضور چند تن از صاحبنظران رشته حسابداری تحت عنوان “رویکردهای نوین و سنتی آموزش و چالش های آن در رشته حسابداری” برگزار شد، مواردی چون عدم انطباق مباحث درسی با نیازهای بازار، تدریس مباحث به صورت کاربردی و عدم توجه کافی به مبانی نظری، عدم تسلط مدرسین بر مباحث درسی، عدم استفاده از فناوری اطلاعات در امر آموزش، بیگانگی دانشجویان با نرم افزارهای کاربردی و گزینش نادرست دانشجو (به این معنا که رتبه های برتر آزمون های ورودی، استقبال کمتری از این رشته می نمایند) به عنوان مشکلات رشته حسابداری مطرح شد.


برگرفته از: باغومیان، رافیک و رحیمی باغی، علی،1391،موانع پیشرفت آموزش حسابداری در ایران