با تفکیک مدیریت از مالکیت مشکلات نمایندگی بسیاری بین گروه های مختلف ذی نفعان به وجود آمد. راهبری شرکتی مکانیزمی است که برای کاهش این مشکلات مطرح گردید. مالیات یکی از موارد جذابی است که مورد توجه نهادهای مختلف قرار دارد. در حالی که سهامداران خواستار حداکثر شدن سود و ارزش شرکت می باشند؛ بنابراین، ممکن است سهامداران خواستار کاهش مالیات و پرداخت مالیات کمتر باشند. با این حال، جامعه خواستار این است که شرکت ها مالیات خود را به طور منصفانه شناسایی و پرداخت نمایند. در این بین، راهبری شرکتی می تواند بین نیازهای گروه های مختلف توازن برقرار نماید. این پژوهش، به بررسی رابطه برخی از معیارهای مهم راهبری شرکتی؛ شامل درصد مالکیت نهادی، استقلال هیأت مدیره و اندازه هیأت مدیره؛ و اجتناب مالیاتی می پردازد. نتیجه بررسی مبین آن است که رابطه معناداری بین راهبری شرکتی و اجتناب مالیاتی وجود ندارد. علاوه بر این، رابطه منفی و معناداری بین متغیرهای کنترلی سودآوری و اندازه شرکت و همچنین رابطه مثبت و معناداری بین مشاوره حسابرسی در خدمات مالیاتی و اجتناب مالیاتی مشاهده گردید.

مقدمه

در آغاز قرن بیستم و در پی تشکیل شرکت های سهامی عام، تحول عظیمی در حوزه اقتصاد و مدیریت به وجود آمد. این پدیده هم موجب پیشرفت صنعت و اقتصاد و هم موجب تفکیک مدیریت از مالکیت و در پی آن، بروز تضاد منافع و مشکلات نمایندگی شد. اجتماع گروه های مختلف ذینفعان شرکت بحث قراردادها؛ اعم از ضمنی و صریح، را پررنگ تر نمود. بدیهی است که هر گروه از ذینفعان منافع خاص خود را دنبال می نمایند. منافعی که بعضا می توانند با هم متعارض باشند. راهبری شرکتی برای برقراری تعادل میان گروه های مختلف ذینفعان مطرح گردید. راهبری شرکتی یک مفهوم چند بعدی است که پاسخگویی، شفافیت، مسئولیت پذیری و رعایت انصاف و حقوق ذینفعان از جمله مفاهیم بنیادی نظام راهبری شرکتی می باشند. پرسش اساسی این است که شرکت باید منافع کدام یک از گروه های ذینفع را مدنظر قرار دهد؛ سهامداران یا تمام ذینفعان؟ رویکرد سهامداران (تئوری نمایندگی شرکت را در خدمت مالکان خود یعنی سهامداران می داند؛ و رویکرد ذینفعان، سعی در توجه و برآوردن نیاز نه تنها سهامداران؛ بلکه سایر گروه های مدعی و حتی نسل های آینده دارد.
اساس تئوری ذینفعان این است که به دلیل بزرگ شدن شرکتها و تأثیر ژرف آنها بر جامعه؛ شرکت ها باید به جز سهامداران، به بخش های دیگر جامعه نیز توجه نمایند. صرف نظر از این، همانطور که اشاره شد، ممکن است بین ذینفعان تضاد منافع وجود داشته باشد. ممکن است استراتژی یک شرکت برای حذف یا کاهش مالیات منافعی برای سهامداران و مدیرانش فراهم نماید، اما این استراتژی به ضرر دولت و جامعه تمام شود.
تحقیقات مربوط به اجتناب مالیاتی، عموما روی موضوعاتی نظیر اعتبارات مالیاتی، اظهارنامه مالیاتی ، سهامداران و جامعه متمرکز شده است. با توجه به مفاهیم تئوری نمایندگی باید اذعان نمود که مدیران در خصوص افزایش ارزش شرکت پاسخگو می باشند و مالكین نیز در صدد ارزیابی مدیران و کارگزاران هستند تا دریابند آیا آنها وظایف خود را به درستی ایفا می نمایند یا خیر؟ علاوه بر این، آنها علاقه مندند تا بفهمند مدیران چگونه و از چه طریق به اهداف تعیین شده دست می یابند. در این بین ممکن است از منظر سهامداران؛ فریب دولت و گریز از پرداخت مالیات، نه تنها توجیه پذیر باشد؛ بلکه مطلوب و پسندیده هم واقع شود. در حالی که جامعه و بخش عمومی انتظار دارند شرکت ها شهروندان خوبی باشند و سهم مالیات خود را به درستی و به موقع پرداخت نمایند و این استراتژی شرکت از منظر سایر گروه ها ناپسند تلقی شود.
مبانی نظری و شواهد تجربی حاکی از آن است که اجتناب مالیاتی می تواند ابزاری برای ذخیره مالیات و کاهش هزینه های شرکت و به تبع آن، افزایش ثروت سهامداران باشد. با این حال، برخی از محققین استدلال می کنند شرکت هایی که از پناهگاه های مالیاتی استفاده می نمایند، مسئولیت اجتماعی ندارند و بازار واکنش منفی به این شرکت ها نشان می دهد و از این طریق، ارزش شرکت کاهش می یابد. به هر حال، تحت هر یک از شرایط فوق، تصمیمات و مشاوره مالیاتی بیانگر ویژگی، رفتار، منش و دیدگاه مدیران و شرکت ها می باشند. از سوی دیگر، طبق سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور، تا پایان برنامه ۵ ساله توسعه اقتصادی کشور، دولت باید بتواند هزینه های جاری خود را از محل درآمدهای غیر نفتی که به طور عمده درآمدهای مالیاتی می باشد، تأمین نماید. این در حالی است که آمارها نشان می دهند که درآمدهای مالیاتی سهم بسیار ناچیزی از منابع درآمدی کشور را تشکیل میدهد. از این رو، دولت باید در صدد افزایش درآمدهای مالیاتی خود بر آید؛ و در این راستا، اهمیت مطالعات مربوط به مالیات و عوامل مؤثر بر درآمدهای مالیاتی دولت بیش از پیش نمایان می گردد.
تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا راهبری شرکتی عاملی به دلیل عدم انجام مشاوره مالیاتی مؤثر بر اجتناب مالیاتی شرکت ها می باشد یا خیر؟ به بیان دیگر، این تحقیق سعی دارد این موضوع را مورد بررسی قرار دهد که راهبری شرکتی قوی، چه تأثیری بر فعالیت های اجتناب از مالیات داشته است. برای این منظور ابتدا مفاهیم راهبری شرکتی و اجتناب مالیاتی و مبانی نظری مربوطه مطرح می گردد. در بخش سوم نیز پس از مروری بر ادبیات تحقیق، فرضیه های تحقیق ارائه می گردد. یافته های تحقیق در بخش چهارم ارائه و مورد تفسير قرار خواهند گرفت و سرانجام، بخش پایانی تحقیق حاضر نیز به نتیجه گیری اختصاص می یابد.

راهبری شرکتی

راهبری شرکتی

مبانی نظری پژوهش

امروزه نقش نظام های مشاوره امور مالیاتی در هر کشوری در تأمین در آمدها از محل منابع مالیاتی بر هیچ کس پوشیده نیست. در بعد اجتماعی، هدف اصلی وضع مالیات، کاهش فاصله تأمين طبقاتی و توزیع مجدد در آمدهاست. هدف اقتصادی از وضع مالیات ها، تثبیت نوسانات اقتصادی، تخصیص بهینه تامین منابع بین بخش های مختلف و کمک به تسریع فرآیند توسعه بخشی یا منطقه ای می باشد و هدف بودجه ای دولت ها از وضع مالیات ها نیز، تأمین مالی بودجه دولت می باشد. به دلیل نقش خاص مالیات و تأثیرات آن، موضوع مالیات، قوانین و ساز و کارهای مربوط به آن، از دیر باز مورد توجه صاحب نظران اقتصاد، مالیه عمومی، سیاسیون، تشکل ها و حتی عموم مردم قرار داشته است. مالیات در حقیقت، به نوعی، پرداخت هزینه زندگی اجتماعی می باشد. تعاریف مختلفی از مالیات ارائه شده است. برای نمونه، صندوق بین المللی پول مالیات را وجوه اجباری، غیر جبرانی و غیر قابل برگشتی تعریف می نماید که برای مقاصد عمومی توسط دولت مطالبه می شود. افزون بر خصلت اجباری بودن، یک خصوصیت بارز دیگر مالیات در این است که رابطه صحيح دو طرفه یا متناسبی میان مالیات دریافتی و ارزشی خدمات عمومی که مالیات دهندگان از آن برخوردار می شوند، وجود ندارد. با این حال، مالیات بر درآمد از منظر شرکت ها هزینه است، و شرکت ها انگیزه خواهند داشت به منظور افزایش ارزش شرکت، تا حد ممکن در هزینه های خود صرفه جویی نمایند. راهبری شرکتی نیز از جمله عواملی است که می تواند بر فعالیت های اجتناب از مالیات اثر بگذارد.
برخی از پژوهشگران استدلال نمودند که راهبری شرکتی عاملی مؤثر بر نوع واکنش شرکت نسبت به تغییرات نرخ مالیات شرکت ها می باشد. هنگامی که دولت ضعیف باشد، افزایش نرخ مالیاتی منجر به این می شود که شرکت ها تدابیری بیندیشند که مالیات بنگاه را کاهش دهند. شرکت ها این کار را از روش های طرق مختلفی مانند نقض و تخطی از قوانین و استفاده از خلأهای قانونی و غیره انجام می دهند. زمانی که راهبری شرکتی قوی باشد، افزایش نرخ مالیاتی بنگاه می تواند زمینه کسب بازدهی بیشتری را برای شرکت فراهم نماید. پژوهش های تجربی حاکی از آن است که بازار به سیاست های مالیاتی شرکت ها واکنش نشان میدهد و با واکنش منفی شرکتهایی را که رویه متهورانه ای در پیش گرفتند، جریمه می نمایند. در واقع، فعالیت های اجتناب مالیاتی می تواند هزینه های غیر مالیاتی مستقیم و غیر مستقیمی برای شرکت به وجود آورد.
فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی از جمله فعالیت هایی است که ممکن است شرکت ها به وسیله آن سعی در کاهش مالیات نمایند. در ادبیات یک شرکت حسابداری یا موسسه حسابرسی ، اجتناب مالیاتی از دو بعد گسترده و محدود تعریف شده است. در بعد گسترده، اجتناب مالیاتی به صورت «کاهش آشکار مالیات به ازای هر ریال سود خدمات حسابداری قبل از مالیات» تعریف می گردد. برخی اجتناب مالیاتی را به صورت انجام اقدامات قانونی به منظور کاهش بدهی مالیاتی تعریف می نمایند. در بعد محدود، تمایز مفهومی بین فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی ریشه در قانونی بودن اقدامات مؤدیان دارد. فرار مالیاتی نوعی تخطی از قانون است؛ در مقابل، اجتناب مالیاتی در چارچوب قوانین مالیاتی انجام می شود و مؤدی دلیلی برای نگرانی بابت کشف احتمالی اقدامات خویش ندارد. نكته مهم آن که اجماع نظری نیز در رابطه با تعریف و یا سازه ها و ابزارهای اجتناب از سوی یک شرکت خدمات مالیاتی و مالیات متهورانه وجود ندارد. تعاریف و عباراتی که در این خصوص به کار برده می شود، با توجه به شرایط و جوامع متفاوت می باشد. ناحیه خاکستری بین این دو مفهوم همواره مورد مناقشات و مجادله بوده است.
اجتناب مالیاتی دارای پیامدهای بالقوه مستقیم و غیر مستقیم بسیاری می باشد. کاهش هزینه مالیات و افزایش جریان نقدی و افزایش ثروت سهامداران از جمله پیامدهای مستقیم و کاهش جرایم مالیاتی و احتمال وضع مالیات بیشتر و در نظر گرفتن جرایم مالیاتی و فشار احتمالی دولت برای در نظر گرفتن مالیات بیشتر از این بنگاه ها، کاهش مسئولیت اجتماعی شرکت ها و به تبع آن، کاهش ارزش شرکت، از جمله پیامدهای غیر مستقیم فعالیت های اجتناب مالیاتی می باشند.
ادبیات مطرح در خصوص فرار مالیاتی و اجتناب از انجام امور مالیاتی نشان می دهد افراد زمانی نسبت به پرداخت مالیات رغبت نشان می دهند که نسبت به دستگاه مالیاتی اعتماد داشته باشند و به باور مالیاتی رسیده باشند. از سوی دیگر، شواهد تجربی نشان میدهد که برخی عوامل از جمله وجود معافیت های متنوع و متعدد در ساختار انجام خدمات مالیاتی نیز می تواند بر فرار مالیاتی و اجتناب مالیاتی مؤثر باشد. مطالعات نشان می دهد هر چند معافیت های در نظر گرفته شده در قوانین عموما اهداف حمایتی از برخی از مناطق و اقشار و صنایع دارد؛ ولی باید دقت نمود که معافیت ها و مشوق ها همواره نمی تواند بازدهی مثبتی داشته باشد؛ چرا که امکان دارد در طرز نگرش مردم اثر منفی نسبت به ایجاد نوعی رانت خواری مهیا شده توسط دولت برای اشخاص تلقی شود و عملکرد و رفتار سایر مؤدیان در ثبت اظهارنامه مالیاتی را تحت تأثیر قرار دهد.


برگرفته از: مشایخی، بیتا و سیدی، سیدجلال ،1394، راهبری شرکتی و اجتناب مالیاتی