مالیات و فرار مالیاتی در ایران

مالیات به دلیل اهمیت آن در جبران مخارج عمومی و آثار اقتصادی که به همراه دارد، همواره مورد توجه دولتمردان و اقتصاددانان بوده است به طوری که مالیات در اکثر کشورها به ویژه کشورهای توسعه یافته به عنوان عمده ترین منبع مالی دولت در بخش در آمدی بودجه بوده و بخش قابل توجهی از هزینه های عمومی را پوشش می دهد به گونه ای که در برخی از کشورها ۹۰ تا ۹۵ درصد از هزینه های عمومی دولت از طریق درآمدهای ناشی از انجام خدمات مالیاتی تامین می شود. این در حالی است که در کشورهای توسعه نیافته، اتکای دولت به درآمدهای حاصل از فروش منابع طبیعی و زیرزمینی همچون نفت خام که در حقیقت فروش سرمایه محسوب می شود جایگزین منابع مالیاتی شده است. در کنار آن در کشورهای در حال توسعه نظیر کشور ما به دلیل شفاف نبودن در آمدها و عدم توانایی سیستم مشاوره مالیاتی در شناسایی صحیح میزان درآمد مردم، میزان مالیات تشخیصی ناچیز بوده کما اینکه بخش قابل توجهی از همین مالیات تشخیصی نیز به مرحله وصول نمی رسد و اگر هم وصول شود از کارایی پایینی برخوردار بوده است. در واقع هزینه وصول نسبت به درآمد مالیاتی بسیار بالا است.
براساس آمارهای بانک مرکزی میزان نسبت مالیاتی به محل پرداخت های دولت طی سال های ۱۳۴۹ تا ۱۳۹۳ به طور متوسط 26.9 درصد بوده است که در پایین ترین میزان در سال ۱۳۵۳ به 10.4 درصد رسیده و در بالاترین میزان خود در سال ۱۳۷۸ به 43.4 درصد رسیده است.
با این مقدمه در این بخش به بررسی مالیات و فرار مالیاتی در ایران در دو سرفصل خواهیم پرداخت:
۱- میزان فرار مالیاتی و ۲- مولفه های موثر بر فرار مالیاتی

برآورد میزان فرار مالیاتی

نظر به اینکه متغیر فرار مالیاتی یک متغیر پنهانی است و به صورت مستقیم قابل اندازه گیری نیست در متون اقتصادی، شاخص ها و روش های متفاوتی برای اندازه گیری آن پیشنهاد شده است. در برخی از مطالعات از متغیر جانشین، شکاف مالیاتی و بار مالیاتی استفاده شده است. در برخی از مطالعات دیگر نیز از روش منطق فازی و تخمین تابع تقاضای پول استفاده شده است. هر یک از این روش ها مبتنی بر بنیان های نظری متفاوتی بنا شده است.
بنابراین به نتایج گاه متفاوتی دست می یابند. این موضوع در خصوص برآوردهای به دست آمده از میزان فرار مالیاتی در کشور ما نیز صادق است، اما فارغ از تمام این موارد، بررسی نتایج مطالعات صورت گرفته می تواند به بینش در خصوص میزان فرار مالیاتی در کشورمان کمک کند که در ادامه به برخی از این مطالعات اشاره می شود.
صادقی و شکیبایی با استفاده از روش فازی، فرار مالیاتی و اقتصاد زیرزمینی در ایران را برای سالهای ۱۳۷۸-۱۳۴۳ برآورد کرده است. در این مدل، فرض بر این است که اگر مالیات ها افزایش یابند و درجه مقررات در اقتصاد بالا باشد، انتظار میرود که حجم اقتصاد زیرزمینی بالا باشد. برآوردهای این مطالعه نشان می دهد که نسبت فرار مالیاتی به GDP از ۶ تا 19.4 درصد در نوسان بوده است، اما در اغلب این سال ها این نسبت بالاتر از ۱۰ درصد بوده است. البته باید توجه داشت در این مطالعه متغیرها و مولفه – های غیر اقتصادی در نظر گرفته نشده است.
مسلم آل بوسویلم در پایان نامه خود با عنوان «اندازه گیری و تحلیل اقتصاد زیرزمینی در ایران» به بررسی فرار مالیاتی طی سالهای ۱۳۸۷-۱۳۵۷ پرداخته است. او در این تحقیق سعی کرده حجم اقتصاد زیرزمینی و فرار مالیاتی را از دو روش علل چندگانه شاخص چندگانه و تقاضای نقد محاسبه کند و رابطه میان حجم اقتصاد زیرزمینی وفرار مالیاتی در ایران را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. نتایج روش علل چندگانه – شاخص چندگانه نشان می دهد که اندازه نسبی فعالیت های زیرزمینی در دوره ۱۳۵۷-۱۳۸۷ روندی افزایشی داشته به طوری که حجم متوسط این فعالیت ها در این دوره ۳۱ ساله 14.1 درصد است. این نتایج همچنین نشان دهنده تاثیر بیشتر بار مالیات مستقیم بر اقتصاد زیرزمینی نسبت به بار مالیات غیر مستقیم است. علاوه بر آن، نتایج این روش نشان از مقدار ۲۵۷۰ میلیارد ریالی فرار مالیاتی در ایران دارد. نتایج روش تقاضای نقد نیز نشان از حجم تقریبا ۳۱هزار میلیارد ریالی فعالیت های زیرزمینی و حجم متوسط ۲ هزار میلیارد ریالی فرار مالیاتی در ایران طی دوره مورد بررسی دارد. همچنین در این مطالعه بیان می شود یکی از دلایل افزایش فرار از مالیات، رشد حجم اقتصاد زیرزمینی در ایران است. بنابر این، مطرح می شود جهت مقابله با فرار مالیاتی باید توجه ویژه ای به پدیده اقتصاد اقتصاد رفتاری و فرار مالیاتی ۱۱۹ زیرزمینی کرد. در این مسیر، کنترل نرخ های مشاوره امور مالیاتی ، کاهش محدودیت های تجاری، کاهش بیکاری و کاهش حجم دولت می تواند راهگشا باشد.

فرار مالیاتی و قوانین آن

فرار مالیاتی و قوانین آن

عبداله میلانی و اکبرپور روشن در مطالعه ای با عنوان «فرار مالیاتی ناشی از اقتصاد غیررسمی در ایران» به تخمین حجم اقتصاد غیر رسمی و فرار مالیاتی ناشی از آن و تحلیل روند آنها در ایران به اتکای روش تخمین تابع تقاضای پول پرداختند. آنها در تحقیق خود از الگوی برای تخمین بهره برده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که حجم اقتصاد غیر رسمی و فرار مالیاتی ناشی از آن با وجود نوساناتی در دوره ۸۹-۱۳۷۰ روندی افزایشی داشته است. همچنین در این مطالعه نسبت فرار مالیاتی به نیز بسیار پرنوسان بوده است به طوری که از ۴٫۶ تا 14.1 در نوسان بوده است. همچنین در این مطالعه بیان شده است که در صورت وجود آمار و اطلاعات مناسب و استفاده از روش های مستقیم برای تخمین فرار مالیاتی می توان به یافته های جزئی تر و ارزشمندتری پیرامون این پدیده پنهان دست یافت.
صمدی و تابنده در مقاله خود به برآورد میزان فرار مالیاتی در اقتصاد ایران پرداخته اند. آن ها برای رسیدن به این منظور از روش علل چندگانه و آثار چندگانه و داده های دوره ۱۳۴۹-۱۳۸۶ استفاده کرده اند. نتایج حاصل از برآورد الگو نشان می دهد که شاخص فرار مالیاتی در ایران طی دوره مورد بررسی فراز و نشیب های بسیاری داشته است به طوری که از ۹ درصد تا حدود ۳۱ درصد در نوسان بوده است، اما این روند در کل افزایشی بوده است به طوری که متوسط میانگین روند فرار مالیاتی طی سال های ۱۳۶۷-۱۳۵۶ ، 11.14 درصد بوده است، اما این میانگین طی بازه ۱۳۸۶-۱۳۶۸ به14.30 درصد افزایش یافته است. همچنین نتایج برآورد الگوی برگزیده نشان داد که بار شرکت خدمات مالیاتی ، اندازه دولت، در آمد مصرف کننده، نرخ تورم و نرخ بیکاری از جمله عوامل مهم اثر گذار بر گسترش فرار مالیاتی در ایران طی دوره مورد بررسی بوده است.
در پایان و جمع بندی درباره نتایج مطالعات در خصوص درصد نسبت فرار مالیاتی از GDP باید گفت که نتایج مطالعات متعدد در اقتصاد ایران نشان می دهد با وجود افزایش توان جامعه برای پرداخت مالیات، تلاش مالیاتی تغییر چندانی نکرده و میزان فرار مالیاتی در حال افزایش است.

مولفه های موثر بر فرار مالیاتی در ایران

در خصوص مولفه های موثر بر فرار مالیاتی در ایران نیز مطالعات مختلفی صورت پذیرفته که در این قسمت به برخی از این مطالعات اشاره می شود. باید اشاره داشت بررسی این مطالعات فارغ از رویکردهای مطالعاتی آن در دستیابی به شناخت کلی از فضای فرار مالیاتی در کشور می تواند بسیار مفید باشد.
شعاع در پایان نامه خود با عنوان «عوامل موثر بر فرار مالیاتی از دیدگاه ماموران مالیاتی» تاثیر عواملی همچون ضمانت اجرایی قوانین و مقررات و انجام مشاوره مالیاتی ، شفافیت نحوه مصرف درآمدهای مالیاتی، پیچیدگی و ابهام قوانین و مقررات مالیاتی، نارسایی نظام مالیاتی، سطح پایین فرهنگ مالیاتی و نرخ های تصاعدی را در فرار مالیاتی بررسی کرده است. در این مطالعه از روش نمونه برداری تصادفی ساده، روش جمع آوری اطلاعات پرسشنامه و روش تجزیه و تحلیل داده ها روش دوجمله ای بهره گرفته شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که از نظر ماموران انجام امور مالیاتی کلیه عوامل بالا در فرار مالیاتی موثر است.
روستا، و حیدریه در مقاله ای با عنوان «رتبه بندی علل فرار مالیاتی در ایران به روش AHP» به بررسی مهم ترین علل فرار مالیاتی در ایران و همچنین دسته بندی این عوامل می پردازد. در این مقاله مهم ترین عامل اصلی فرار مالیاتی، عامل ساختاری و اداری و سپس سیاسی و اقتصادی و پس از آن اجتماعی و فرهنگی است. همچنین در بیان زیر عوامل، مهم ترین زیر عوامل اجتماعی و فرهنگی، اخلاق مالیاتی، مهم ترین زیر عامل قانونی، کارایی نظام اظهارنامه مالیاتی و مهم ترین زیر عامل اقتصادی، وضعیت حقوق و سلامت نفس کارکنان سازمان امور مالیاتی است.
جعفری صمیمی و حمزه ای در مطالعه خود به بررسی عوامل موثر بر فرار مالیاتی در یک نمونه آماری با ۲۳۴ مشاهده از صنف طلافروشان استان مازندران برای سال ۱۳۸۰ و به صورت پرسشنامه ای و میدانی، پرداخته اند. در این تحقیق متغیرهای تاثیر گذار بر فرار مالیاتی به سه گروه کلی عوامل ساختاری، عوامل قانونی و عوامل سازمانی تفکیک کرده اند. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که در بین عوامل موثر بر فرار مالیاتی به ترتیب، ضعف نظام گردش پولی، ضعف نظام اطلاعات در ثبت اظهارنامه مالیاتی ، پیچیدگی قوانین مالیاتی، میزان بالای مالیات، سطح پایین خدمات عمومی دولت و تبعیض بین مودیان از اهمیت برخوردارند.
خان جان، نقش نهادهای رسمی در فرار مالیاتی را در چارچوب نهادگرای جدید که بر ملاحظات اقتصاد خرد تاکید دارند، بررسی کرده است. این تحقیق به صورت پیمایشی از دو گروه مودیان، مالیات بر مشاغل و مالیات بر مستغلات برای سال ۱۳۸۴ و در شهر مشهد انجام شده است. نتایج نشان می دهد که نگرش افراد از نظر نهاد رسمی (قانون اسلامی) مطلوب ارزش گذاری شده و از نظر نهادهای دولت، قانون مالیاتهای مستقیم و دستگاه مالیاتی شرایط مطلوبی مشاهده نمی شود. در مجموع برآیند دیدگاه فراریان مالیاتی نسبت به نهادهای رسمی خوش بینانه نیست.
زهی و محمد خانلی در مطالعه ای به بررسی عوامل موثر بر فرار مالیاتی در استان آذربایجان شرقی می پردازند. آنها در این تحقیق با استفاده از روش بررسی میدانی از دو طیف جامعه مودیان و کادر تشخیص اداره کل امور مالیاتی آن استان به ارزیابی ۱۵ مولفه تاثیر گذار در فرار مالیاتی با استفاده از آزمون برای نمونه های مستقل و تک نمونه ای پرداخته اند. نتایج آنها نشان می دهد «ضعف، تعدد و پیچیدگی قوانین و مقررات موضوعه در ارتباط با مالیات»، «بوروکراسی اداری و ساختار ناکارآمد مالیاتی»، «عدم موفقیت در شناسایی کامل مودیان خدمات مالیاتی پایه های مختلف مالیاتی»، «عدم توانایی عملی و مهارتی برخی از ماموران مالیاتی در ممیزی و خدمات حسابرسی » و «تشخیص على الراس مالیات» از مهم ترین عوامل موثر بر فرار مالیاتی در این استان بوده است.
در جمع بندی این بخش همانگونه که مشاهده می شود در مطالعات صورت گرفته در کشور کمتر به مولفه های روانی و اجتماعی پرداخته شده است که می توان با توجه به این مولفه ها ضمن افزایش دانش ضمنی در این خصوص، زمینه افزایش کارایی سیاست های مالیاتی در کشور را نیز فراهم آورد.

جمع بندی و نتیجه گیری

در این مقاله به اختصار به بنیان های نظری اقتصاد رفتاری و دلالت های آن برای سیاست گذاری در حوزه مالیات و کاهش فرار مالیاتی اشاره شد. در جمع بندی مطالب می توان به این نکات اشاره داشت:
پیچیدگی مدل های سیاست گذاری در جهان واقع: اقتصاد رفتاری بیان می کند که مدل های سیاست گذاری در اقتصاد بسیار پیچیده تر از آن است که در مدل های متعارف در نظر گرفته می شود. عوامل و پارامترهای موثر به دست آمده بر سیاست گذاری مالیاتی در اقتصاد رفتاری به خوبی این پیچیدگی های گسترده را نشان می دهد. بنابراین، رویه بسیاری از مسائل اقتصادی که کاملا ساده سازی است و درک آنها به سهولت امکان پذیر است، نباید ملاک تصمیم گیری به خصوص در حوزه مالیاتی قرار گیرند و در این راه سیاست گذاران ضمن درک این پیچیدگی ها، توان خود را برای رویایی با این پیچیدگی ها از جمله با بهره گیری از مطالعات و ارزیابی های تجربی افزایش دهند.
لزوم بهره گیری از ابزارهای نوین سیاست گذاری مبتنی بر بنیان های روان شناسانه: بسیاری از مطالعات صورت گرفته نشان می دهد سیاست های موجود در بسیاری از موارد پاسخگوی تحولات و چالش های اقتصادی نبوده و لزوم خلاقیت و نو آوری در ابزارهای سیاست گذاری را گوشزد می کند. در این میان مطالعات بررسی شده در این مقاله به خوبی نشان میدهد که با بهره گیری از بنیان های روان شناسانه و جامعه شناسانه در اقتصاد می توان به ابزارهای نوین کارا و موثر دست یافت که در اقتصاد متعارف به آن کمتر توجه شده است. به عنوان مثال، می توان از ابزارهای نمادین و تشویقی در حوزه مالیاتی نام برد که با توجه به انگیزه های درونی افراد سعی می کند، رفتار مطلوب را با تغییر دادن نمادها و تاثیر گذاری بر ارزش ها ایجاد کند. در اینجا همچنین باید توجه داشت که بر اساس یافته های اقتصاد رفتاری انتخاب نوع ابزار بسیار به شرایط اقتصادی، اجتماعی و محیطی و همچنین ویژگی های رفتاری و انسانی گروه هدف و مالیاتی وابسته است، عواملی که در اقتصاد متعارف کمتر به آن پرداخته شده است.
لزوم توجه به مولفه های اجتماعی و روانشناسانه در جهت کاهش جرایم مالیاتی در کشور: در پایان نیز مبتنی بر مطالعات انجام شده باید بیان کرد که با وجود آنکه نمی توان میزان دقیقی از حجم فرار مالیاتی در کشور ارائه کرد، اما به نظر می رسد که میزان قابل توجهی از درآمدهای مالیاتی قابل وصول در کشور به واسطه فرار مالیاتی امکان تحقق و وصول نمی یابند. همچنین با وجود مطالعات و اقدامات گسترده ای که در این خصوص صورت گرفته، اما بنیان های روان شناسی و گاه جامعه شناسی فرار مالیات در کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نقیصه ای که توجه بیش از پیش مسئولان و سیاست گذاران این حوزه به مولفه های رفتاری را می طلبد.


برگرفته از: اقتصاد رفتاری و فرار مالیاتی، امیری، م، (1396)، پژوهشنامه اقتصادی